سال قبل ، عزیزترین هدیه ام را از خدا گرفتم .امروز که یک سال و دو ماه و دو روز از بدنیا آمدن ریحانه ی من گذشته ، اتفاقی جالب ، شیرینی هدیه ی خدا را برایم شیرین تر کرد .در میان دغدغه های مختلفی که برای نوشتن داشتم ، دیدن گام های کوچک اما استوار ریحانه ام ، آنچنان شوقی در من بوجود آورد که تمام آن دغدغه ها را تحت الشعاع خودش قرار داده و به من یادآوری کرد که یکبار دیگر شاکر خدا باشم .
مراحل رشد کودک اینقدر شیرین است که هر مرحله ای لذت خاص خودش را دارد. اما دیدن راه رفتن بچه ، لذتی دارد که قابل وصف نیست .نمیدانم ، شاید جای این کلمات اینجا نباشد ، اما حس کردم که باید بنویسم : منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکراندرش مزید نعمت ٬ هر نفسی که فرو می رود مُمِد حیات است و چون برون می آید مُفَرح ذات . پس در هر نفس دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب.
webloge ziyad jaleby nadary, nemidonam mokhatabane webloget kiyan valy man natonestam befahmam
[پاسخ]
بله با این حرف مراحل رشد کودک اینقدر شیرین است که هر مرحله ای لذت خاص خودش را دارد کاملا موافقم
لذت و ذوق و حس شادمانه
خدا حفظش کند برایتان
[پاسخ]
دستم بگرفت و پا به پا برد*** تا شیوه راه رفتن آموخت
مادر ای چراغ زندگانی دوستت دارم .از زبون دخترم!!
– تعریف از خود نباشه ها-
[پاسخ]
سلام
تولدش مبارک
خدا حفظش کن و امیدوارم از بزرگ شدن، رشد کردن و تک تک مراحل زندگیش لذت ببری
و بهت تبریک می گم.
[پاسخ]
سه شنبه ۱۱ خرداد, ۱۳۸۹ @ ۱:۱۴ ق.ظ
سلام
خوشبه حالت
خدا این نعمت رو همیشه برات سالم نگهداره
کاتب باشی
[پاسخ]
حاج محمد پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱م, ۱۳۸۹ ۱:۱۹ ق.ظ:
ممنونم از محبت شما
[پاسخ]