
محل رای دادن ما مدرسه ی ابتدایی شهید مطهری مشهد بود .
مسئولین اجرایی ؛ توی دفتر مدرسه مستقر شده بودند . وارد دفتر شدم و شناسنامه ام را تحویل داده و بعد از طی مراحل اولیه ؛ برگه های تعرفه ی خودمو گرفتم
رفتم بیرون دفتر و خواستم شروع کنم به نوشتن اسامی کاندیدای منتخبی که گزینش کرده بودم
پیرمردی لنگان لنگان به سمتم امد و گفت :
جوون ؛ این برگه رو برای من هم پُر کن . من سواد ندارم . برگه ی تعرفه رو به دستم داد و یه آهی از روی خستگی کشید و بر روی نیمکتی که از جنس همان نیمکت های مدارس کودکی مان بود نشست
گفتم:به روی چشم ؛ و نشستم پیش پاهاش . منتظر بودم که اسامی نامزدهای مورد نظرش رو بگه .
پیرمرد نگاهی به من کرد و گفت بنویس پسرم . هر چی میخوای بنویس . هر کی رو انتخاب کردی برای من هم بنویس
گفتم خب پدرجان من ممکنه کسی رو انتخاب کرده باشم که شما نپسندی
پیرمرد نگاهی عاقل اندر سفیه به من کرد ؛ لبخندی زد و گفت بنویس پسرم .
وظیفه ی من حضور بوده . باید می آمدم که آمدم . آمدم که بعدا پشیمون نشم که چرا نیومدم .
من کسی رو ندارم و هیچ کسی رو نمیشناسم . شما امین من .
الان هم تو رو قبول دارم .
برای من بنویس . هرکسی رو که قبولش کردی .
من هم یه توضیح خیلی کوتاه درباره ی نامزدهای انتخابی خودم دادم و اسامی شون رو براش نوشتم .
پیرمرد شادمان از حضورش و انتخاب ش برگه ش رو گرفت و رفت …
نکته ی جالبی این بود که پیرمرد با اینکه کسی رو نداشت و شناختی هم نسبت به کسی نداشت ؛ حضور رو مهم می دونست
و همین حضورش کلی ارزشمند بود .
کاش مسئولین هم قدر همچین مردمی رو با این نیت های خالص بدونند .
————————————
کوتاه نوشته ای از سفر کربلا …
تردید داشتم که در سفر کربلا دوربینم را برم یا نه .
سر همین کلی کل کل کردم باخودم و بالاخره تصمیم گرفتم یار غارم را در این سفر نبرم . برای این تصمیم هم دلیلی قانع کننده داشتم.
ترس از اینکه همین دوربین ؛ باعث از دست دادن فرصت های کوتاه سفر بشه دلیل این تصمیمـ بود .
اما اشتباه کردم …
یه عکاس”هرچند مثل من آماتور باشه” نمیتونه بدون دوربینش ؛ زیبایی ها و عاشقانه هایی که توی سفر” اونم سفری مثل سفرکربلا ” میبینه ثبت کنه.
و طبعا نمیتونه احساسش رو منتقل کنه .
اینو تو بین الحرمین فهمیدم . وقتی کبوترای بین الحرمین رو می دیدم که چقدر آزاد و رهـــا با شوق و اشتیاق بین این دو گنبد طلـایی بهشتی پر میزنند.
میدیدم و افسوس میخوردم که چرا دوربینی برای ثبت این لحظات اون هم از نگاه خودم و با سلیقه ی خودم ندارم .
روز دوم که برای نماز صبح به حرم رفتیم ؛ دیگه طاقت نیاوردم و دوربین کامپکت یکی از دوستان رو گرفتم و راهی بین الحرمین شدم برای ثبت لحظه هــا … از دید خودم و با دوربین دیگری …
این هم شد حاصل کار :





نقص ها رو بذارید به حساب نبودن امکانات و آماتور بودن من و …. و زیبایی ها رو بذارید به حساب زیبایی سوژه

کربلایی شدن سختـــ است
کربلایی ماندن سخت تر

این دل رنجور من ، تنها با دیدن کربلای تو آرام می شود …
مرا دریاب …
دوستان ، حلال کنید . انشاءالله زائر کربلای حسینم
متوهمین ، که الان دیگر معروف حضور همه هستند باز هم دچار توهمی جدید شدند .
متوهمین از بین تصاویر مختلفی که از راهپیمایی های ۲۲ بهمن منتشر شده ، تصاویری خاص که به صورت پرتره و یا تصاویری که به صورت زوم گرفته شد را انتخاب کرده و با تحلیل های فراوان به نتایج جالب و مضحکی رسیدند. ازجمله ” شکست راهپیمایی ۲۲ بهمن ” و” شوک جمهوری اسلامی از عدم حضور مردم “و … که هر کدام در نوع خودش طنزی است برای مردمی که چشم بر حقایق نبسته اند.
در رابطه به راهپیمایی ۲۲ بهمن مشهد هم داستان های زیادی بیان شد توسط همین جماعت . خروش مردم در ۲۲ بهمن ضربه ی محکمی بود بر پیکره ی جماعت غافل و جاهلی که دنبال عدم حضور مردم بودند . همراه من باشید با چند شات دوربین من از شکوه حماسه ۲۲ بهمن ۸۹ مردم مشهد

برای دیدن تصویر اصلی کلیک کنید
رابطه گل آقا و بالاترین و ۲۵بهمن :
خدا بیامرزد مرحوم گل آقا را ، حسابی ملت را شاد میکرد .
سایت بالاترین هم این روزها به بهانه توهم جدید ” ۲۵بهمن ” ، بخشی از رسالت نشریه وزین گل آقای سابق را بر دوش کشیده و حسابی ملت را مشعوف میکند . حرف هایی توسط برخی کاربران بالاترین زده میشود که انصافاً برای من و امثال من که سعی میکنیم منطقی به حوادث و اتفاقات اطراف نگاه کنیم ، مضحک است.
ببینید :

بخوانید :
![]()
حسین قدیانی را اکثر فعالان فضای نت میشناسند . نویسنده ای که مدتی است وبلاگ نویسی را در قطعه۲۶ آغاز کرده . حسین قدیانی وبلاگ نویسی است که قلم تند و تیزی دارد و گاه و بیگاه با بعضی دیدگاه ها و مطالب خود صدای بعضی از نیروهای انقلابی و خودی را هم درآورده . قبلا درباره حسین قدیانی دو مطلب نوشتم . یکی اشتباه حسین قدیانی؟! و دیگری وبلاگ حسین قدیانی هک شده است؟! در نمایشگاه رسانه های دیجیتال امسال با حسین قدیانی ساعتی گفتگو کردم و دلیل بعضی دیدگاه های تند وی برایم روشن شد ” که البته خیلی قابل توجیه نبود” . هرچند خود حسین قدیانی هم اذعان دارد به اشتباهات گاه و بی گاهش.
چند روز قبل هم نامه ای منتشر شد از حسین قدیانی تحت عنوان ” سخنی بی پرده و صریح با ریاست قوه قضاییه … به قلم حسین قدیانی ” که سرشار بود از نیش و کنایه و طعنه و انتقاد و توهین و … که از قرار این نامه به مزاق خیلی ها خوش نیامد و دستور توقیف سایت قطعه ۲۶ و احضار حسین قدیانی صادر شد . و عجیب انکه مطلب فوق در هر وبلاگی که منعکس شد دستور فیلتر ان صادر شد ، حتی وبلاگ های ارزشی. وبلاگ های عکاس مسلمان و دوئل هم که از بچه های ارزشی و بسیار فعال و تاثیر گذار در فضای نت “مخصوصاً در فتنه۸۸″ هستند نیز از زیر تیغ فیلترینگ جان سالم به در نبردند ! روح الله حسینیان هم مطلبی را تحت عنوان فاین تذهبون در نقد این رفتار قوه قضائیه نوشته خواندن ان هم خالی از لطف نیست. واقعاً نمیدانم سعه ی صدر آقایان کجاست پس ! اشتباهات اینچنین به جای خود . اما هر منتقدی را سربریدن چاره نیست . آقایان باید که مشق کنید : پاسخ آیینه سنگ نیست . پاسخ آیینه سنگ نیست . پاسخ آیینه سنگ نیست .

در روزگاری که مقام معظم رهبری نخبگان فکری را افسران جوانِ جبههى مقابلهى با جنگ نرم نامید ، شما چه میکنید ؟ حسین قدیانی نامه ای را بعد از این جریانات منتشر کرده که ان هم خواندنی است . سید شهاب الدین واجدی هم با درج مطلبی با عنوان “ به افتخار قوه بی قوه، ما را فیلتر کنید …“ مراتب اعتراض خود را اعلام کرد.
امید حسینی یکی از فعالان سایبری که قبلا وبلاگش “آهستان” هم زیر تیغ فیلترینگ رفته بود در این زمینه نوشت : تحمل پایین دستگاه قضا در برابر انتقادها
نکته : این پست تغییر نام داده شد. به دلایل خاصی که بماند