برای برادر شهیدم محمد حسین
بسم رب الشهدا و الصدیقین
بارها خواستم برایت بنویسم ، اما نشد. نشد ، یا نتوانستم و یا هر چیز دیگری.
اما از یادت غافل نشدم ، میدانستم که خودت آگاهی چه میخواهم بگویم و در دلم چه میگذرد .
بارها این را در خواب و بیداری حس کردم . در سرزمین های نور”سه راه شهادت” وقتی خواستم سری به محل شهادتت بزنم ، راوی خبر از غربتی بیشتر میداد .”هورالعظیم” که مقدس و معطر به خون شماست در خاک عراق بود و در دوردست . اما بجایش طلائیه بوی تو را می داد و خودت میدانی که در آنجا چه حسی داشتم .
برادرم ، روزگار غریبی است …
* تو نیستی که ببینی بعضی همرزمانت ، تو و دوستان شهیدت را فراموش کرده اند و کسانی مدعی حمایت از شما شدند که بویی از معرفت شماها نبرده اند.
* تو نیستی که ببینی این روزها ،از دید بعضی ها صحبت کردن از شما و زنده نگهداشتن یاد و نام شما مرده پرستی است .
چرا میگویم نیستی که ببینی … وای برمن . میدانم که هستی و میبینی . شکی نیست .
این حرف ها را به دل نگیرید .اینها حرف ما نیست ، حرف آنهایی است که جنگ تحمیلی هشت ساله مان را جهاد فی سبیل الله نمی دانند. قرآن را نمیفهمند . حمله به زنان باردار را ندیدند . یتیم شدن کودکان را ندیدند . قبور دسته جمعی یاران شما را ندیدند .جهاد را نمیفهمند . دفاع را،حماسه را، جنگ را نمیفهمند و نمیدانند دفاع از دین و مملکت و اعتقادات یعنی چه .
آنها از یاد شما هم هراس دارند . از ذکر نام شما . نمایش تصویر شما و هر چه نشان دهنده خوبی ها و حماسه های شما باشد .
برادرم ، زمانی که برای اولین بار گام در سرزمین عشق وشهادت گذاشتم ، بارها و بارها میگفتم که کاش که این فاصله را کم کنی . . . کاش که این فاصله را کم کنی . . . و خوب میدانی که چه میخواستم .
برادرم در حب به ولایت شما همین بس که در فراز آخر وصیت نامه ات نوشتی ” در هنگام دفن عکس کوچک امام را روی سینه ات بگذارند”و گذاشتند.
شما چه کردید و ما چه میکنیم ! یاری مان کنید که مولای زمان ، نایب امام محبوب ما وشما “قدس سره” تنها نماند . یاری مان کنید چون دریای مظلومیت این سید خراسانی را پایانی نیست.
برادرم امید ما به شفاعت شما و ائمه معصومین است ، دستمان را بگیرید . تنهایمان نگذارید.
انشالله به حق حضرت رضا “که هر چه دارم و ندارم از اوست” فاصله ما و شما هر روز کمتر شود.
ممنونم از کاتب باشی عزیز . سه نامه به شهید را در زیر میخوانیم :
+ | + | +
مردم پاکستان این روزها با مشکلی عظیم دست و پنجه نرم میکنند .
میلیون ها آواره و هزاران کشته و هزاران زخمی و هزارن نفری که اصلا هیچ اثری از آنها نیست !
برای دیدن عمق فاجعه کافی است سری به سایت های بزرگ عکاسی بزنیم و تصاویر بازماندگان و حال و روز آن ها را ببینیم .
شخصیت های مختلف اعم از مراجع ، بزرگان ، ورزشکاران ، هنرمندان هر کدام به نوعی در جریان همیاری با مردم پاکستان مشارکت کردند.
ماشاءلله در وبلاگستان اینقدر مسائل مختلف مطرح هست و بچه های بلاگر با آن درگیر هستند که این مسئله به آن صورتی که می بایست بازتاب نداشته .
کاش بصیرتمان بیشتر شود . کاش بدانیم کجا باید چه بنویسیم . کاش صبرمان بیشتر شود و هزاران کاش دیگر .
البته میدانم که از دید خیلی از دوستان مسئله مهم این روزها ، روز قدس است . اما هستند دوستانی که درباره روز قدس اطلاع رسانی کنند و مسائل را مطرح کنند.
به دور از همه دغدغه های سیاسی و اجتماعی و … ، فکر میکنم یکی از مهمترین مسائلی که باید اطلاع رسانی شود مسئله همت برای یاری مردم مسلمان پاکستان است .
دوستان ، پاکستان را دریابیم . وضع بسیار وخیم تر از آن چیزی است که فکرش را بکنیم !
کمک هم هر طوری باشد انشالله اجرش محفوظ است و انشالله انفاق محسوب میشود .
انفاق در وقت ، کار ، علم ، مال و یا هرچیز دیگر ی که از دست هر کسی بر می آید . امید که مقبول یار اُفتد .
سعدی علیه الرحمه میفرماید : کسی نیکی کند به هر دو سرای * که نیکی رساند به خلق خدای .
انشالله دوستان همت کنند و این مسئله را که انصافاً در فضای سایبر از آن غفلت شده ، اطلاع رسانی کنند .
به سبک جنبش های امروزی دعوت ویژه میکنم از دوستان عزیزم که اگر مجالی داشتند در زمینه یاری مردم پاکستان بنویسند :
کاتب باشی | کشکول | عکاس مسلمان | بیانچه | طلبه | آهستان | سید یاسر | طلبه ای که خیلی وقته ننوشته | نم نمک | اویس مردی از دیار قرن | ایرانی آرام | فاطمیون | زهرااچ بی | کوثرانه | عطر ریحان | اسرار آل محمد | اسلام در اروپا | دست نوشته های پراکنده ی یک سایه | تورجان | خبرنگار مسلمان | دنیای جوانی | فوتوبلاگ وصال و همه دوستانی که برای یاداوری نامشان در این لحظه ذهنم یاری نمیکند .
بگفتیم در باب احسان بسی
ولیکن شرطست با هر کسی
+ سیزده قطعه برای زنده های کشور همسایه (طلبه ای که خیلی وقته ننوشته)
+ سیل پاکستان و سکوت وبلاگستان ( بیانچه )
+ پاکستان را دریابیم… ( فاطمیون )
+ درماه علی علیه السلام شیعیانش را دریابیم (کاتب باشی)
+ آی آدمهای در ساحل نشسته… (عطر ریحان)
+ پاکستان (شطحی جات)
+ سیل پاکستان،عرصه امتحان مسلمانان (پاکستان در انتظار کمک)
+ انعکاس این مطلب در سایت تابناک *
+ مردم مسلمان را دریابیم (ایران اسلامی ما)
+ صدایم کم است اما میگویم : خدا صبرتان دهد (وبتاک)
+ همسایه ها (ایرانی آرام)
+ انعکاس خبر جنبش در سایت پارسینه *
+ شب است و همسایه گرسنه (دنیای جوانی)
+ شعری تقدئیم به مردم رنجدیده پاکستان (در عصر بی گناهی)
+ انعکاس خبر جنبش در ببین نیوز *
+ همین همسایه ی کناری (تاربلاگ ایلیا)
+ لبیک یا سید علی (جنبش پیامکی احمدی نژاد)
+ انعکاس خبر جنبش در وبلاگ نیوز *
+ رابطه ی آب و خواب و فریاد (شیخ معصومه)
+ انعکاس خبر جنبش در سایت خبری سلام *
+ انعکاس خبر جنبش در سایت لیمونات *
+ گاهی دعایمان را به سمت پاکستان کج کنیم (طلبه)
+ پاکستان در مصیبت (دوئل)
+ پاکستان (حرف هایی از جنس خودم)
+ پاکستان مبادا نگران باشی (اسرار آل محمد)
+ انعکاس خبر جنبش در شیعه آنلاین *
+ سایتهای رجانیوز ، پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی و بسیاری از سایت ها و وبلاگ های دیگر با لینک این مطلب ، از جنبش حمایت کردند .
روز گذشته ۱۹ آگوست (۲۸ مرداد) روز جهانی عکاسی بود.
من هیچوقت خودم را عکاس به حساب نیاوردم.
اما همیشه بر این عقیده بوده و هستم که یکی از ابزارهای موثر برای برقراری ارتباط با جامعه ، عکس است.
از دوران نوجوانی همواره دوربین به دست میگرفتم و از این ابزار در حد خودم استفاده میکردم.
زمانی که سرگرمی خیلی ها توپ و زمین و فوتبال و امثالهم بود ، یکی از مهمترین سرگرمی های من عکاسی بود.
از دوربین های کیفیت پایین ویزن و یاشیکا و زنیت آنالوگ گرفته تا چند مدل دوربین های مختلف دیجیتال کامپکت.
همه را استفاده و محک زدم .
جالب اینکه در بیشتر جاهایی که عکاسی میکردم ، همواره غایب اصلی تصاویر خودم بودم.
حتی زمانی که عکسهای اردویی دسته جمعی میگرفتم و حتی زمانی که دوربین زنیت من قابلیت عکاسی با تاخیر داشت.
همواره غایب اصلی تصاویر خودم بودم و خودم .
با اینکه بارها و بارها برای تابناک ، طلبه بلاگ ، بصیرت نیوز ، رسانیوز و ایکنا عکاسی کردم اما تنها و تنها عکاسی آماتورهستم که حالا حالا ها باید دنبال علم و تجربه آموزی باشم
اینجا اعتراف میکنم ،با اینکه در مکانهای مختلف و از انسانهای مختلف عکاسی کردم ، شیرین ترین عکس های من ، شات هایی است که از ریحانه ی بهشتی ام (دخترم) گرفتم
روز جهانی عکاسی را خدمت همه ی عکاسان و دوستداران عکاسی، علی الخصوص دوستان عکاس خودم تبریک عرض میکنم.
امیدوارم در راه کسب این علم و هنر یاری ام کنند .
پایدار باشید. حاج محمد
+ فتوبلاگ عکاسی من
عصر روز ۲۶ رجب آماده شدم برای رفتن به پابوسی حضرت رضا(علیه السلام) . در میان هیاهوی ماشین ها و انسانها خودم را به حریم امن رضوی رساندم . حرم غرق نور و شور بود . وقتی خودم را تنها در میان سیل جمعیت دیدم ، نا خودآگاه یاد کسی افتادم که بارها و بارها من و او شب مبعث را در حریم رضوی به صبح رساندیم . بارها و بارها . . . . مهدی عزیز* که در عاشورای گذشته ، برای حضور در مجلس روضه حسین (علیه السلام) ، عاشقانه به سوی خدای حسین (علیه السلام) کوچ کرد .
با دلی شکسته وارد صحن جمهوری شدم . صحن جمهوری غرق جمعیت بود .بعد از عرض سلام و ادب خدمت آقا ، از این سمت وارد و ناگزیر از سمت دیگر خارج شدم . جایی برای خلوت کردن که بماند ، جایی برای نشستن هم نبود . صدای سوزناک حاج حسین انصاریان من را به سمت صحن جامع رضوی کشاند .
صحبت های زیبای حاج حسین انصاریان ادامه داشت و من یاد مهدی را در خاطرم مرور میگردم . بعد از شیخ حسین نوبت به حاج محمود کریمی رسید .
با دیدن حاج محمود قبل از اینکه شروع به مداحی کند ، بغضم ترکید و گونه هایم از سیلاب اشکهایم خیس شد . شاید اگر کسی با دقت مرا میدید ، تعجب میکرد ! اما با دیدن حاج محمود داغ خیلی چیزها برایم تازه شد . . . . که مجالی برای بیان نیست.
شاید خواست خدا بود که مبعث امسال یاد مهدی دائماً همراه من باشد . به یادش بودم . روحش شاد . برایش دعا کنید
* مهدی رحمانی ، خواهر زاده عزیزم در عاشورای گذشته پس از شرکت در مراسم زیارت عاشورا و در راه رفتن به روضه امام حسین (علیه السلام) در اثر سانحه رانندگی جان به جان آفرین تقدیم کرد .
- جملاتی بود که بدون حتی یکبار مرور نوشتم . اشکالات و ایرادات بسیار را بر من ببخشایید .

۲۱ سال است که خورشید از خانه رفته و ما سوگوار خورشیدیم
۲۱ سال است که دیدگان ، لبخندهای زیبایش را نمی یابد.
۲۱سال است که شب ، رنگ لباس مردم شده است.
۲۱ سال است که عطر نام و یادش ، نیمه خرداد ما را معطر میکند.
۲۱ سال است که روح خدا به خدا پیوست .
اماما ، از دل نرفته ای اگر از دیده رفته ای…
* امروز مراسم بیست و یکمین سالروز رحلت امام امت (روحی فداک)، مثل همیشه با شکوه تمام برگزار شد. بعد از صحبت های رییس جمهور ، سید حسن خمینی ، نوه امام طبق روال هر ساله برای سخنرانی به جایگاه رفت که عده ای با شعارهای مختلف (اعم از نواده روح الله سید حسن نصرالله ، ای یادگار امام رهبر ما خامنه ای والسلام ، بصیرت حاج احمد هدیه به بستگانش و … ) و عدم سکوت ، مانع از سخنرانی ایشان شدند.من هم خیلی به رفتار و برخوردهای سیدحسن در جریان فتنه انتقاد دارم . اما آیا این برخورد درست بوده ؟ اگر طرف حساب ما کروبی ، موسوی و یا امثالهم بودند، قضیه مشخص است . اما سید حسن در کنار معایبی که در نوع برخوردها و دیدگاه ها ، مخصوصاً بعد از جریان فتنه داشته ، مزایایی هم داشته که مجال برای بیان آن نیست. شاخص برخورد با افراد برای ما ، مخصوصاً در جریانات فعلی کشور، رهبری است و در جریان امروز هم برخورد رهبری ، نشان از عدم رضایت از چنین برخوردی بود. ابتدا بوسیدن پیشانی سید حسن و بعد هم آغاز کلام با توصیه به تقوا در گفتار و رفتار ، نشان از عدم تایید برخورد عده ای از مردم در مراسم امروز بوده. امیدوارم دیگر شاهد چنین برخوردهایی که به نظرم نشان از بی اخلاقی دارد نباشیم . وامیدوارم که دوستان خرده نگیرند که چرا به چنین برخوردی انتقاد کردم … ملاک برخورد برای ما رهبری است و والسلام . والله اعلم

در همین رابطه : آهستان , کاتب باشی , کشکول , خبرنگار دیجیتال , خرچنگ زاده در غربت , عطر ریحان