دیدیم که می شناسیمش و او همان است که از این پیش طلعتش را در آب و باد و خاک و آتش دیده ایم. درخورشید آنگاه که می تابد. در ابر آنگاه که می بارد. در آب باران آنگاه که در جستجوی گودال ها و دره ها بر می آید. در شفقت صبح در صراحت ظهر در حجب شب در رقت مه و در حزن غروب نخلستان در شکافتن دانه ها و در شکفتن غنچه ها …. در عشق پروانه و در سوختن شمع.
دیدیم که می شناسیمش و دوستش می داریم. آن همه که آفتابگردان آفتاب را. آن همه که دریا ماه را …. و او نیز ما را دوست دارد آن همه که معنا لفظ را.
عزیز ما ای وصی امام عشق ؛
آنان که معنای ولایت را نمی دانند در کار ما سخت درمانده اند. اما شما خوب می دانید که سرچشمه این تسلیم و اطاعت و محبّت در کجاست. خودتان خوب می دانید که چقدر شما را دوست می داریم . ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما باز یافتیم. لبخند شما شفقت صبح را داشت و شب انزوای ما را شکست.
متوهمین ، که الان دیگر معروف حضور همه هستند باز هم دچار توهمی جدید شدند .
متوهمین از بین تصاویر مختلفی که از راهپیمایی های ۲۲ بهمن منتشر شده ، تصاویری خاص که به صورت پرتره و یا تصاویری که به صورت زوم گرفته شد را انتخاب کرده و با تحلیل های فراوان به نتایج جالب و مضحکی رسیدند. ازجمله ” شکست راهپیمایی ۲۲ بهمن ” و” شوک جمهوری اسلامی از عدم حضور مردم “و … که هر کدام در نوع خودش طنزی است برای مردمی که چشم بر حقایق نبسته اند.
در رابطه به راهپیمایی ۲۲ بهمن مشهد هم داستان های زیادی بیان شد توسط همین جماعت . خروش مردم در ۲۲ بهمن ضربه ی محکمی بود بر پیکره ی جماعت غافل و جاهلی که دنبال عدم حضور مردم بودند . همراه من باشید با چند شات دوربین من از شکوه حماسه ۲۲ بهمن ۸۹ مردم مشهد

برای دیدن تصویر اصلی کلیک کنید
رابطه گل آقا و بالاترین و ۲۵بهمن :
خدا بیامرزد مرحوم گل آقا را ، حسابی ملت را شاد میکرد .
سایت بالاترین هم این روزها به بهانه توهم جدید ” ۲۵بهمن ” ، بخشی از رسالت نشریه وزین گل آقای سابق را بر دوش کشیده و حسابی ملت را مشعوف میکند . حرف هایی توسط برخی کاربران بالاترین زده میشود که انصافاً برای من و امثال من که سعی میکنیم منطقی به حوادث و اتفاقات اطراف نگاه کنیم ، مضحک است.
ببینید :

بخوانید :
![]()
حسین قدیانی را اکثر فعالان فضای نت میشناسند . نویسنده ای که مدتی است وبلاگ نویسی را در قطعه۲۶ آغاز کرده . حسین قدیانی وبلاگ نویسی است که قلم تند و تیزی دارد و گاه و بیگاه با بعضی دیدگاه ها و مطالب خود صدای بعضی از نیروهای انقلابی و خودی را هم درآورده . قبلا درباره حسین قدیانی دو مطلب نوشتم . یکی اشتباه حسین قدیانی؟! و دیگری وبلاگ حسین قدیانی هک شده است؟! در نمایشگاه رسانه های دیجیتال امسال با حسین قدیانی ساعتی گفتگو کردم و دلیل بعضی دیدگاه های تند وی برایم روشن شد ” که البته خیلی قابل توجیه نبود” . هرچند خود حسین قدیانی هم اذعان دارد به اشتباهات گاه و بی گاهش.
چند روز قبل هم نامه ای منتشر شد از حسین قدیانی تحت عنوان ” سخنی بی پرده و صریح با ریاست قوه قضاییه … به قلم حسین قدیانی ” که سرشار بود از نیش و کنایه و طعنه و انتقاد و توهین و … که از قرار این نامه به مزاق خیلی ها خوش نیامد و دستور توقیف سایت قطعه ۲۶ و احضار حسین قدیانی صادر شد . و عجیب انکه مطلب فوق در هر وبلاگی که منعکس شد دستور فیلتر ان صادر شد ، حتی وبلاگ های ارزشی. وبلاگ های عکاس مسلمان و دوئل هم که از بچه های ارزشی و بسیار فعال و تاثیر گذار در فضای نت “مخصوصاً در فتنه۸۸″ هستند نیز از زیر تیغ فیلترینگ جان سالم به در نبردند ! روح الله حسینیان هم مطلبی را تحت عنوان فاین تذهبون در نقد این رفتار قوه قضائیه نوشته خواندن ان هم خالی از لطف نیست. واقعاً نمیدانم سعه ی صدر آقایان کجاست پس ! اشتباهات اینچنین به جای خود . اما هر منتقدی را سربریدن چاره نیست . آقایان باید که مشق کنید : پاسخ آیینه سنگ نیست . پاسخ آیینه سنگ نیست . پاسخ آیینه سنگ نیست .

در روزگاری که مقام معظم رهبری نخبگان فکری را افسران جوانِ جبههى مقابلهى با جنگ نرم نامید ، شما چه میکنید ؟ حسین قدیانی نامه ای را بعد از این جریانات منتشر کرده که ان هم خواندنی است . سید شهاب الدین واجدی هم با درج مطلبی با عنوان “ به افتخار قوه بی قوه، ما را فیلتر کنید …“ مراتب اعتراض خود را اعلام کرد.
امید حسینی یکی از فعالان سایبری که قبلا وبلاگش “آهستان” هم زیر تیغ فیلترینگ رفته بود در این زمینه نوشت : تحمل پایین دستگاه قضا در برابر انتقادها
نکته : این پست تغییر نام داده شد. به دلایل خاصی که بماند
ایام مسلمیه فرا رسید . نهم ذی الحجة یادآور مظلومیت و فداکاری مسلم بن عقیل سرباز فداکار راه حق و فرستاده سیدالشهداء علیه السلام و سفیر فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله است .کسی که اولین جان نثار حماسه تاریخ ساز و جاویدان عاشورا شد . یکی از جریانهای مرتبط با حادثه کربلا که همیشه پر سوز بوده و هست ، جریان حضرت مسلم و بی وفایی و جفای کوفیان در حق او بوده و هست . بماند داستان غم انگیز و جانگداز مظلومیت دو طفل نوجوانش .
میخوانیم روایتی کوتاه از مظلومیت مسلم :
اینک دوشنبه هشتم ذی الحجه و یوم الترویه است و تو در جمعی کم تر از پانصد تن در خشک سالی ایمان ایستاده ای. تهدیدها هولناک تر می شوند. به مسجد می روی . هیچ کس نیست. برمی گردی همراهانت را شماره می کنی. کم از صد نفرند. شگفتا چه شده است. اذان می گویی. تنها سی تن مانده اند. نماز مغرب تمام می شود به سجده می روی و برمی خیزی و واپس می نگری ده تن مانده اند. از مسجد بیرون می روی هنوز ده تن با تواند. به خم کوچه می رسی، دیگر بار می نگری. ده تن رفته اند. تنهای تنها گام می زنی. هیچ کس نیست تا حتی راه را به تو نشان دهد، «طوعه» زن دوست دار اهل بیت در به رویت می گشاید و تا می گویی مسلمی تو را به اندرون خانه اش راه می دهد و تو غریبانه مشغول نماز عشاء می شوی.مسلم، این آخرین شب حضور تو در کوفه مکر و خدعه است. به صبح می رسی. از نماز صبح فارغ می شوی کوچه پر است از مأموران عبیدالله. زره می پوشی و شمشیر به کف از خانه بیرون می زنی، سه بار می جنگی و انبوه حمله وران را عقب می رانی.
آنگاه است که زیر باران سنگ و چوب و آتش ایستاده ای . ناگهان، سنگینی تیغ را بر لبانت حس می کنی . نیزه ای از پشت بر کمرت می نشیند. می افتی و برمی خیزی . دستگیرت می کنند و به دارالاماره ات می برند. سه شنبه نهم ذی الحجه است. حسین تو در راه است و تو بر پشت بام قصر کوفه، دو رکعت نماز می خوانی. چهارشنبه عید قربان است و تو پیشاهنگ قربانیان، شمشیر بکر بالا می رود. ضربه را می نوازد. «انالله و انا الیه راجعون»سرت، نخستین هدیه کوفه به شام است و تنت از پشت بام در میان بازار کفّاشان رها می شود. فردا پیکر تو را وارونه بر دار خواهند کرد. سلامت باد که پیشاهنگ شهادت و شهیدان نهضت حسینی.
این بود داستان غمبار مظلومیت مسلم ابن عقیل
باشد که درس بگیریم که کجا حرکت کنیم ، کجا سکوت کنیم و کجا مبارزه و چگونه بر سر پیمان خود بمانیم . و نگذاریم تا نائب امام همچون مسلم تنها شود.
بخوانید : عبرت های مختارنامه ، یکبار بخوانید ، عاشق میشوید ، یادداشتم به مناسبت مسلمیه در تابناک

یکی از مهمترین مزایای وبلاگ، امکان گذاشتن کامنت است. comment در لغت به معنی «توضیح ، تفسیر، تعبیر، تفسیر نوشتن ، تعبیر کردن» هست و در وبلاگها معمولا به «نظر» خوانندگان مطالب اطلاق میشود. بنابراین بینندگان وبلاگ قادر هستند که نظرات خود را پیرامون مطلبی که نویسنده وبلاگ نوشته، در پای مطلب اضافه کنند. یکی از لذتبخشترین و ارزشمندترین بخش وبلاگنویسی ،همین وجود امکان استفاده از نظر خوانندگان است که باعث میشود یک ارتباط دوطرفه بین بلاگر و خوانندگان ایجاد شود.
احتمالا شما هم زمان ارسال پست قسمت نظرات را فعال نگه میدارید و از این طریق میتوانید از دیدگاههای خوانندگان و کاربران سایت یا وبلاگتان با خبر شوید.زمانی که شما یک پست مفید و کارآمد را منتشر میکنید انتظار دیدن نظرات دیگران را هم دارید. اما آیا این دیدگاهها باید یک طرفه باشند؟ قطعاً خیر .
پاسخ ندادن به نظرات مانند اینست که یک کمپانی اقدام به عرضه کردن یک کالایی بکند ولی از پشتیبانی آن محصول امتناع کند! البته بعضی از وبلاگ نویس ها کلا عادت ندارند که به نظرات پاسخ دهند و انجام این کار را نوعی بی کلاسی میدانند !
اما یک وبلاگنویس موفق باید همیشه با خوانندگان و کاربرانش تعامل داشته باشد.
اگر نگاهی به وبلاگ های موفق خارجی بیندازیم میبینیم که اکثر آنها به تمامی دیدگاهها پاسخ میدهند و کمتر کسی را میتوان پیدا کرد که این کار را انجام ندهد.
پیشنهاد میکنم به تک تک نظرات وبلاگتان پاسخ دهید . حداقل به این چند دلیل:

۱-کاربران به درج دیدگاه تشویق میشوند: وقتی یک کاربر نظری درباره ی یک پست مینویسد و بعد از مدتی به وبلاگ مراجعه میکند و متوجه میشود که پاسخی برای نظرش نوشته نشده اولین جیزی که به ذهنش میرسد اینست که این نظر من یا خوانده نشده یا مورد بی مهری وبلاگ نویس واقع شده. نتیجه ی این تفکر اینست که او دیگر هیچ نظری بابت پستهای دیگر نمینویسد.افرادی هستند که عادت به نوشتن دیدگاه ندارند ولی وقتی تعامل میان وبلاگ نویس و کاربران را در قسمت نظرات میبیند او هم تشویق میشود تا حداقل یک خطی درباره ی پست دیدگاه بنویسد.
۲-این کار کیفیت پستهای شما را بالا می برد: شاید شما هم پستهای آموزشی منتشر میکنید مطمئنا تمام قسمتهای مربوط به آموزش در پست ذکر نمیشود و علاوه بر آن همیشه ابهامات و سوالاتی پیرامون آنها مطرح میشود. شما با پاسخ دادن به سوالاتی که در قالب دیدگاهها مطرح میشوند میتوانید خلا ها و نقص های پستتان را بپوشانید. با انجام این کار مطمئنا کاربران دیگر هم به جمع نظردهنده ها اضافه میشوند.
دیروز به صورت اتفاقی وارد وبلاگی شدم. در این وبلاگ یک پست تقریبا ۱۵ خطی درباره ی نصب یک بازی منتشر شده بود. اما همین پست ۱۵ خطی ۱۰۹۰ دیدگاه به همراه داشت! کاربران سوالات خود را مطرح کرده بودند و نویسنده به آنها پاسخ داده بود. هر چند پاسخها چندان حرفه ای نبودند ولی به هر حال نویسنده موفق شده بود کاربران را جذب کند.
۳-دیدگاهها به سئوی شما کمک میکنند : موارد و بحثهایی که در دیدگاهها مطرح میشوند بدون شک به بهتر شدن سئوی وبلاگ یا وبسایت شما کمک میکنند.اصولا مطالب دست اول سئو را بهتر میکنند و این دیدگاهها هم که همگی دست اول هستند باعث میشوند که شما بتوانید رتبه ی بهتری در موتورهای جستجو به دست بیاورید.
بعضی مواقع کاربرانی که از طریق موتورهای جستجو وارد سایت و وبلاگ شما میشوند به قسمت نظرات هدایت میشوند.
اگر ابزاری برای شناسایی این موارد دارید ( مانند آمارگیرها) حتما این موضوع را بررسی کنید.
مثال واضحی برای این مورد میتواند همان وبلاگی باشد که ۱۰۹۰ دیدگاه به همراه داشت.رتبه ی پست آن وبلاگ با کلمه ی کلیدی آن ازی رتبه ی یک را داشت.
۴- مقبولیت شما را بیشتر میکند: فرض کنید که وارد یک خیابان شدید که در این خیابان تعداد زیادی فروشگاه وجود دارد اما در کنار یکی از آنها صف طولانی تشکیل شده است. این نشانگر بالا بودن کیفیت کالاهای آن فروشگاه و مقبولیت آن میباشد. احتمالا شما هم وارد آن صف میشوید.
عین همین موضوع در وبلاگها هم مطرح میشود. وقتی تعداد نطرات زیادی پیرامون پستهای شما درج شود کاربر هم مشتاق میشود تا نظری درباره ی پستهای شما بدهد.
اما نقش شما چیست؟ اگر در یک پستی ۱۵ دیدگاه مطرح شود و شما به تمامی آنها پاسخ دهید تعداد نطرات درج شده به ۳۰ نظر میرسد که باعث میشود کاربر جذب پست شما شود و مورد بالا رخ دهد.
۵- صلاحیت و اعتبار شما را افزایش میدهد: شما با پاسخ دادن به هر سوالی که مطرح میشود میتوانید تخصص خودتان را در آن مورد اثبات کنید. این موضوع علاوه بر افزایش صلاحیت شما باعث میشود که کاربران اعتماد بیشتری به مطالبتان پیدا کنند و این موضوع به تخصصی شدن وبلاگ یا وبسایت شما میانجامد که باعث بالا رفتن ارزش سایت و وبلاگ شما میشود.
این یادداشت در نشریه پی سی فا منتشر شد